
دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است چاره کن درد کسى کز همه ناچارتر است من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن که ز مژگان سياه تو نگون سارتر است گر تواش وعده ديدار ندادى امشب پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟ هر گرفتار که در بند تو مي نالد زار مى برد حسرت صيدى که گرفتارتر است عقل پرسيد که دشوارتر از مردن چيست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است. به وبلاگ من خوش آمدید و از اینکه این وبلاگ را برای سرگرمی انتخاب کردید ممنونم .امیدوارم اوقات خوشی داشته باشید./
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان بزرگترین وبلاگ ادبی -عاشقانه و آدرس ahoora.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته. در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد .
زن و شوهری در طول ۶۰ سال زندگی مشترک، همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.
در طول این سالیان طولانی آنها راجع به همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از هم پنهان نمی کردند.
تنها چیزی که مانند راز مانده بود، جعبه کفش بالای کمد بود که پیرزن از شوهرش خواسته بود هیچگاه راجع به آن سوال نکند و تا دم مرگ داخل آن را نبیند.
روزی حال پیرزن بد شد و مشخص شد که نفس های آخر عمرش است. پیرمرد از ...او اجازه گرفت و در جعبه کفش را گشود. از چیزی که در داخل آن دید شگفت زده شد!
دو عروسک و شصت هزار دلار پول نقد! با تعجب راجع به عروسک ها و پول ها از همسرش پرسید.
پیرزن لبخندی زد و گفت: ۶۰ سال پیش وقتی با تو ازدواج می کردم، مادرم نصیحتم کرد و گفت: خویشتندار باش و هرگاه شوهرت تو را عصبانی کرد چیزی نگو و فقط یک عروسک درست کن!
پیرمرد لبخندی زد و گفت:
خوشحالم که در طول این ۶۰ سال زندگی مشترک تو فقط دو عروسک درست کرده ای! پیرزن خنده تلخی کرد و گفت: هیچ می دانی این پول ها از کجا آمده است؟
پیرمرد کنجکاوانه جواب داد: نه نمی دانم. از کجا؟
پیرزن نگاهش را به چشمان پیرمرد دوخت و گفت: از فروش عروسک هایی که طی این مدت درست کرده ام
خالی ام از حرف... پرم از دلتنگی..
خسته ام از اندیشه ... دلگیرم از سوالات بی انتها...
آلوده ام به روزمرگی... دورم از عشق...
بی میلم به گفتن یا نگفتن... حنجره را رغبتی به فریاد نیست...
تلخم ...مبهوتم...
از خود فرسنگها فاصله دارم... فاصله ای که کم نمی شود...
در عذابم... در تب و تابم... در التهابم...
خسته ام ...خسته ام از تکرار...از تکرار لبخند بی ریشه...
میان این درد تا درد بعدی...
فرسوده ام... رنجورم... خسته ام... خسته ام...
از کسانی که از من متنفرند سپاس آنها مرا قویتر میکنند. از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.از کسانی که مرا ترک میکنند متشکرم آنان به من می آموزند هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. و از کسانی که با من میمانندسپاسگذارم آنان به من معنای دوست را نشان میدهند.
من ميتوانم خوب , بد , خائن , وفادار , فرشتہ خو يا شيطان صفت باشم..
من ميتوانم تو را دوست داشتہ باشم يا از تو متنفر باشم..
من ميتوانم سكوت كنم , نادان و يا دانا باشم , چرا كہ من يك انسانم , و اينہا صفات انسانے است , و تو هم بہ ياد داشتہ باش من نبايد چيزے باشم كہ تو ميخواهے ؛ من را خودم از خودم ساختہ ام , تو را ديگرے بايد برايت بسازد ؛ منے كہ من از خود ساختہ ام آمال من است , تويے كہ تو از من ميسازے آرزوهايت و يا كمبودهايت هستند ؛ لياقت انسانہا كيفيت زندگے را تعيين ميكند نہ آرزوهايشان و من متعہد نيستم كہ چيزے باشم كہ تو ميخواهے و تو هم ميتوانے انتخاب كنے كہ من را ميخواهے يا نہ , ولے نميتوانے انتخاب كنے كہ از من چہ ميخواهے..
ميتوانے دوستم داشتہ باشے همينطورے كہ هستم , و من هم..
ميتوانے از من متنفر باشے بے هيچ دليلے , و من هم..؛ چرا كہ ما هر دو انسانيم ؛؛ اين جہان مملو از انسانہاست ؛ بنابراين اين جہان ميتواند ھر لحظہ مالك احساسے جديد باشد..
تو نميتوانے برايم به قضاوت بنشينے و حكمے صادر كنے , و من هم..؛ قضاوت و صدور حكم تنہا بر عہدۂ نيرو ماورايے خداوند است..
دوستانم مرا همينطور مييابند و ميستايند..
حسودان از من متنفرند ولے باز ميستايند..
محبت زیادی ، همیشه آدمها را خراب می کند . . .گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده . . .بلکه به این دلیل که آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند . . .او که رفتنی است ، بگذار برودمحبت زیادی ، همیشه آدمها را خراب می کند . . .گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده . . .بلکه به این دلیل که آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند . . .او که رفتنی است ، بگذار برود
من یک دختر ایــــرانی ام ... بــــــــدان ..."حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود ...
تنهایی ام را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد ...
روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته ... ارزان نمی فروشمش...
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد ...بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــرکس نمی سپارمش .. ســـــودای دلـــم قسمت هر بی ســر و پـــــایی نیست...
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 7
بازدید هفته : 29
بازدید ماه : 28
بازدید کل : 94681
تعداد مطالب : 133
تعداد نظرات : 88
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
توییتهای برگزیده برای @KazemiParsi توییتهایی از @KazemiParsi