
دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است چاره کن درد کسى کز همه ناچارتر است من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن که ز مژگان سياه تو نگون سارتر است گر تواش وعده ديدار ندادى امشب پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟ هر گرفتار که در بند تو مي نالد زار مى برد حسرت صيدى که گرفتارتر است عقل پرسيد که دشوارتر از مردن چيست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است. به وبلاگ من خوش آمدید و از اینکه این وبلاگ را برای سرگرمی انتخاب کردید ممنونم .امیدوارم اوقات خوشی داشته باشید./
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان بزرگترین وبلاگ ادبی -عاشقانه و آدرس ahoora.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته. در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد .
نمي دانم به مسافر دل بستم يا مسافر شد آنکه به او دل بستم ؟!
دوستان گلم یک سری از دلنوشته های خودمو میزارم براتون.امیدوارم خوشتون بیاد.
خواهشن راهنماییم کنید و نظر بدید.سپاس.
عزیزم،
جاودانه ترین،
باز هم سر بر بالشتک
خیال خود میگذارم
تا بیایی
ولی افسوس آبی بودنت را
آبیهای دریا ربوده اند
ای زلال سرچشمه ی امیدم
آبی جاریت را به اقیانوس خیالم بازگردان
منتظرم عزیزم!!! ( اهورا )
کاش زمان در همان لحظه می ماند
کاش زمان باز مرا به عقب میراند
افسوس دیگر نیستی،افسوس
تنها شدم ، می دانی چه میگویم ؟
چه وقت و چه زمان را میگویم؟
آن لحظه را که تنها تو بودی
آن لحظه را که برای من
شعر بودی ، عشق بودی ، حس بودی
رفتی شور شدی ، دلشوره شدی ،
تنگی دل شدی ، افسانه شدی ، اما
اسطوره شدی
آمدی ماندی ، شدی ،
رفتی ، خواستی ، جاودانه شدی !
جاودانه!!! ( اهورا )
در شبهای بی ستاره بودم
درخشیدی و مرا به اوج رساندی
باورش سخت است با یک سقوط نابهنگام
مرا در ظلمت نبودنت رها کردی و
در ظلمت خویش رها کردی
یقین داشته باش
به ظلمت و شبهای بی ستاره
یقین داشته باش
به رهایی در خلوت شبهای سرگردانی
آه !!!!چه بد شد رفتنت... ( اهورا )
گور پدر آن سلامتي که سيگار را مضر مي پندارد!
سيگار من...
نگران حال من است
تـــا یادتـــ میـــکنمــــ " بـــاران می آیـــد "
نمـــی دانســـتم لــــمس خیــــالتــــ هـــــم
وضـــو می خـــواهـــد !
گرچه پایان راه ناپیداست من،به پایان دگرنیندیشم که همین دوست داشتن زیباست.
باشه منم خدایی دارم عزیزم برو فقط برووووو......
به خوابهایم سرك نكش وقتی در لحظات بیداری ام حضور نداری...
این روز ها جای خالی تورا با عروسک پرمیکنم همانند توست
مرا دوســـــــــت ندارد....
احساس ندارد...
اماهرچه که هست دل شکستن بلد نیست.....
[
يک شال گردن به زمين افتاده هميشه نشانه يک مادر سر به هوا نيست که دست پسرش را در خيابان گهگاهي رها ميکند به امان خدا........ آدم برفي ها هم گاهي خودکشي ميکنند........
روانپزشک هم دیوانه شد ! . . . وقتی چند لحظه از سکوتم را برایش معنا کردم . . .
سهراب گفتي سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي….. گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي…. گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي….. او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت :
ديوانه باران زده!!!
با تو زندگی ام زیر و رو شد ، حال من از این رو به آن رو شد
با تو گذشتم از پلهای تنهایی ، رسیدم به اوج آسمان آبی
عطر تو میدهد به من نفس ، با تو رها شدم از آن قفس
آمدی و گرفتی دستهایم را ، باور ندارم با تو بودن را
میدهد به من هوای عشق نفسهایت ،میدهد به من شوق زندگی گرمی دستهایت
بپذیر که دنیای عاشقانه ما همیشگیست ، عشق در قلب من و تو ماندنیست
هر چه دلم خواست همان شد و اینگونه شد که دلم عاشقت شد
مرا در زیر سایه قلبت جا دادی و همین شد که قلبم به عشقت پناه آورد
آری با تو دیگر عشق قصه نیست ، حقیقت است این روزها و لحظه ها
حقیقت است که دوستت دارم ، حقیقت است که با تو هیچ غمی ندارم
حقیقت است که دنیا را نمیخواهم بی تو ، مگر میشود این زندگی بدون تو؟
خیلی وقت است که \"بی تابم\" ؛
دلم تاب میخواهد !
و یک هُلِ محکم
که دلم هــُـــرّی بریزد پایین
هرچه در خودش تلنبار کرده را ...
می بوسم میگذارم کنار...تمام چیزهایی که ندارم را...
دست هایت را...
شانه هایت را...
عاشقی ات را...
همه را...
فقط یک خواهش ...
این دم آخر...
لطفی کن و
دهانت را ببند , و نگو قسمت نبود..
خودم بهتر میدانم ..
آنچه نبود...
لیاقت تو بود..
هی لعنتی ...
باعث افتخار منه ک با خورد کردنم ...
ثابت کردی :
لقمه ی گنده تر از دهنت برداشتی!!!
نبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار بـــــــــــــاران...
لــــــــــــــعنتــــــــــــــــــی نبـــــــــــــــار ...
امشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب ...
با دیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگری بیــــــــــرون است...
سرمـــــــــــــــــــــــــا میخورد...
کاش آن روز که در گوشم آرام زمزمه میکردی...میخواهم برایت بمیرم.............میمردی!!!!!!
من برای " تو " ویران شده ام تو مرا... آنقدر آزردی.. که خودم کوچ کنم از شهرت..
بکنم دل ز دل چون سنگت.. تو خیالت راحت.. می روم از قلبت..
می شوم دورترین خاطره در شب هایت تو به من می خندی..
و به خود می گویی: باز می آید و می سوزد از این عشق ولی.. بر نمی گردم نه!!!
می روم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد.. عشق زیباست و حرمت دارد..
تو بمان.. دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است..
سخت بیمار شده است.. تو بمان در شهرت
من ازاين پس به همه عشق جهان مىخندم.به هوسبازيه اين بىخبران مىخندم.من ازان روزى كه دلدارم رفت.به غم و شادى اين بى خبران خنديدم(خداحافظ)
خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مایيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟ حسین پناهی
اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی،بوته ای در دامنه ای باش،
ولی بهترین بوتهای باش كه در كناره راه میروید.
اگر نمیتوانی بوتهای باشی،علف كوچكی باش و چشمانداز كنار شاه راهی
را شادمانهتر كن.......
اگر نمیتوانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچكباش،
ولی بازیگوشترین ماهی دریاچه!
همه ما را كه ناخدا نمیكنند، ملوان هم میتوانبود.
در این دنیا برای همه ما كاری هست كارهای بزرگ،
كارهای كمی كوچكتر و آنچه كهوظیفه ماست،
چندان دور از دسترس نیست.
اگرنمیتوانی شاه راه باشی،كوره راه باش،
اگر نمیتوانی خورشید باشی، ستاره باش،
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند.
هرآنچه كه هستی، بهترینش باش..........
این روزها در سرزمینی زندگی میکنم که در ان دختران هرزه شده اند !!!!
و پسران هرزه پرست...
من امروز ایستاده ام !! و برای ایستادنم !! هزاران بار افتاده ام .
چه كسی میگوید كه گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی است !!!
شرافت ارزان !! تن عریان ارزان !! و دروغ از همه چیز ارزانتر ...
تن مرد و نامرد يکيست ، روزگار بايد بگذرد , تا بدانيم (( مرد )) کيست.
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!
که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 3
بازدید کل : 94656
تعداد مطالب : 133
تعداد نظرات : 88
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
توییتهای برگزیده برای @KazemiParsi توییتهایی از @KazemiParsi