
دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است چاره کن درد کسى کز همه ناچارتر است من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن که ز مژگان سياه تو نگون سارتر است گر تواش وعده ديدار ندادى امشب پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟ هر گرفتار که در بند تو مي نالد زار مى برد حسرت صيدى که گرفتارتر است عقل پرسيد که دشوارتر از مردن چيست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است. به وبلاگ من خوش آمدید و از اینکه این وبلاگ را برای سرگرمی انتخاب کردید ممنونم .امیدوارم اوقات خوشی داشته باشید./
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان بزرگترین وبلاگ ادبی -عاشقانه و آدرس ahoora.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته. در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد .
در شبهای بی ستاره بودم
درخشیدی و مرا به اوج رساندی
باورش سخت است با یک سقوط نابهنگام
مرا در ظلمت نبودنت رها کردی و
در ظلمت خویش رها کردی
یقین داشته باش
به ظلمت و شبهای بی ستاره
یقین داشته باش
به رهایی در خلوت شبهای سرگردانی
آه !!!!چه بد شد رفتنت... ( اهورا )
گور پدر آن سلامتي که سيگار را مضر مي پندارد!
سيگار من...
نگران حال من است
تـــا یادتـــ میـــکنمــــ " بـــاران می آیـــد "
نمـــی دانســـتم لــــمس خیــــالتــــ هـــــم
وضـــو می خـــواهـــد !
يک شال گردن به زمين افتاده هميشه نشانه يک مادر سر به هوا نيست که دست پسرش را در خيابان گهگاهي رها ميکند به امان خدا........ آدم برفي ها هم گاهي خودکشي ميکنند........
سهراب گفتي سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي….. گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي…. گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي….. او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت :
ديوانه باران زده!!!
با تو زندگی ام زیر و رو شد ، حال من از این رو به آن رو شد
با تو گذشتم از پلهای تنهایی ، رسیدم به اوج آسمان آبی
عطر تو میدهد به من نفس ، با تو رها شدم از آن قفس
آمدی و گرفتی دستهایم را ، باور ندارم با تو بودن را
میدهد به من هوای عشق نفسهایت ،میدهد به من شوق زندگی گرمی دستهایت
بپذیر که دنیای عاشقانه ما همیشگیست ، عشق در قلب من و تو ماندنیست
هر چه دلم خواست همان شد و اینگونه شد که دلم عاشقت شد
مرا در زیر سایه قلبت جا دادی و همین شد که قلبم به عشقت پناه آورد
آری با تو دیگر عشق قصه نیست ، حقیقت است این روزها و لحظه ها
حقیقت است که دوستت دارم ، حقیقت است که با تو هیچ غمی ندارم
حقیقت است که دنیا را نمیخواهم بی تو ، مگر میشود این زندگی بدون تو؟
خیلی وقت است که \"بی تابم\" ؛
دلم تاب میخواهد !
و یک هُلِ محکم
که دلم هــُـــرّی بریزد پایین
هرچه در خودش تلنبار کرده را ...
می بوسم میگذارم کنار...تمام چیزهایی که ندارم را...
دست هایت را...
شانه هایت را...
عاشقی ات را...
همه را...
فقط یک خواهش ...
این دم آخر...
لطفی کن و
دهانت را ببند , و نگو قسمت نبود..
خودم بهتر میدانم ..
آنچه نبود...
لیاقت تو بود..
هی لعنتی ...
باعث افتخار منه ک با خورد کردنم ...
ثابت کردی :
لقمه ی گنده تر از دهنت برداشتی!!!
نبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار بـــــــــــــاران...
لــــــــــــــعنتــــــــــــــــــی نبـــــــــــــــار ...
امشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب ...
با دیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگری بیــــــــــرون است...
سرمـــــــــــــــــــــــــا میخورد...
کاش آن روز که در گوشم آرام زمزمه میکردی...میخواهم برایت بمیرم.............میمردی!!!!!!
من برای " تو " ویران شده ام تو مرا... آنقدر آزردی.. که خودم کوچ کنم از شهرت..
بکنم دل ز دل چون سنگت.. تو خیالت راحت.. می روم از قلبت..
می شوم دورترین خاطره در شب هایت تو به من می خندی..
و به خود می گویی: باز می آید و می سوزد از این عشق ولی.. بر نمی گردم نه!!!
می روم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد.. عشق زیباست و حرمت دارد..
تو بمان.. دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است..
سخت بیمار شده است.. تو بمان در شهرت
خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مایيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟ حسین پناهی
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!
که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...
بدبخترين مومنان كساني هستند كه هنگام ورود به بهشت ، ببينند زنشان هم آنجاست !!!!
++ وقتی تمام راه را آمدم
وقتی تا تو هیچ نمانده بود
چقدر دیر یادش آمد خدا
که ما قسمت هم نبودیم!
++ من کفر نمی گویم
فقط می ترسم !
تو باشی نمی ترسی؟
وقتی اجابت هیچ دعایی را به چشمانت نبینی ؟!
++ هر كه را دوست داري
مي گيـــــــــري !
هر كه را دوست داري
مي بري !
از عشقم بگذر خدا
رگ غيرتم را مي زنم !
ترسیدی از ستاره هایت کم شود که پس کشیدی دستت را؟
تو که میدانستی فقط برای تو
با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم
ساعت خانه ام روی زمان رفتنت ایستاده ،
از آن روز به بعد زمان را همینجا نگه داشته ام
برگرد... نترس آب از آب تکان نخورده
احساسم هنوز دست نخورده باقی مانده
فقط سازشت را زیاد کن با موهای سپیدم...
خدایا یک مرگ بدهکارم، و یک آرزو طلبکار، خسته شدم یا طلبم را بده ، یا طلبت را بگیر ..........
خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم ، دیدم طاقت اسمهایی را که میگویی ندارم .
گفتارهایی زیبا از کورش کبیر
دروغ را برخواهم چید
ددمنش را به دانایی خواهم رساند
آزادگان را آفرین خواهم گفت
و برای مردگان آمرزش بسیار خواهم کرد
تا هست
سرزمین اهورایی من آسمانی باد .
(کوروش کبیر. منشور کتیبه ی شوشیانا موزه متروپلیتن نیوویرک)
این منم کوروش
پادشاه جهان
پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی
پسر ماندان و کمبوجیه
این منم پیشوای خرد و خوشی پاکی و پارسایی
من پیام آور بزرگ اهورایم
که جز آزادی آواز دیگری نیاموخته ام
بگذارید هرکسی به آیین خویش باشد
زنان را گرامی بدارید
فرودستان را گرامی دارید
بگذارید هرکس به زبان خود سخن گوید
زیرا که آدمی تنها در جایگاه خود رستگار میشود ************* (منشور شوشیانا کتیبه قسمت سوم)
پیران خویش را گرامی بدارید
برنایان را به دانایی دلالت کنید
و به یاد آورید
که شریران هم
روزی کودکانی بی آزار به گهواره بودند.
پس او که به کودکان خشم و تازیانه بگیرد
آینده آدمیان را آشفته کرده است
پس او که به پندار دیوان درآید
تنها پلشتی و پتیارگی به بار خواهد آورد
پس مراقب میراث من باشید
بعد از من توفانهای سهمگینی رخ خواهد داد
من پیشگوی پارسیانم
مراقب میراث من باشید
چرا که دیوان و درندگان زمان شکوه شما را برباد خواهند داد
خوابهای شما را آشفته خواهند کرد
خنیاگران را خواهند کشت
ای ملت من
نگاهبان میراث من باشد
چرا که تیرگی های بزرگ آغاز خواهد شد
و از آیین آزادگان
هیچ نشانی باز نخواهد ماند.
( کوروش کبیر. منشور پاسارگاد . کتیبه ی اول
چو ایران نباشد تن من مباد ، بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
مگه میشه به ایران افتخار نکرد؟!!!!!!!!!!
دریغ است ایران که ویران شود ، کنام پلنگان و شیران شود
به ذره ذره خاک ایران ، به تک تک ایرانیا (به غیر عرب صفتا ، غرب زده ها ) به اینکه نژادمون آریایی ،اونم آریایی برتر افتخار می کنم.
به این افتخار میکنم که هیچگاه بت پرست نبودیم .
به کوروش کبیر ، داریوش بزرگ ، خشایار شاه ، کاوه آهنگر ، آرش کمانگیر ، سیاوش ، کیومرث ، رستم، زرتشت و...
منشور حقوق بشر ، منشور پارسوماش ، منشور پرشیا ، منشور شوشیانا ، منشور پاسارگاد ، فروهر همه اینا غرور آفرینه .
به فردوسی، خیام، حضرت حافظ ، مولانا رومی ، سعدی ،عطار ، نظامی ، وحشی بافقی ، ارد بزرگ ،ابوعلی سینا ، ابو ریحان بیرونی ، رازی و...
به پارسه ، خلیج فارس ، پاسارگاد ، شهر سوخته(مهر گنجینه سر به )، چغازنبیل ، بیستون ، نقش رستم ، تخت سلیمان ، طاق بستان ، کاخ تیسفون(بزرگترین طاق آجری دنیا)و... افتخار می کنم.
به این افتخار می کنم که ما ایرانی ها شادترین مردم دنیا بودیم و پدران ما جشن و پایکوبی رو عبادت می دونستند .
کل جهانیان در مقابل بزرگی ایران و ملتش سرفرود آوردن .
ما ایرانی ها همیشه یگانه پرست بودیم .
آیین مغان
آیین مهرپرستی (میترائیسم){ که هنوزم تو کشورای مختلف طرفدار داره.}.
دین زردشت
آیین مانی
آیین مزدک
دیگه از کجای این سرزمین اهورایی بگم که همش غروره .
قلب من فرش آنهایی است که هر از گاهی یادی از وجود خسته ام می کنند.
محبت از فاصله نیست،محبت از مهر و وفاست،این فاصله ها،محک عاطفه هاست!
زندگی مثل پیانوست،دکمه های سیاه برای غم و دکمه های سفید برای شادی،
اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که،دکمه های سیاه و سفید را با هم بفشاری.
1) به همسرت بگو : دوستت دارم
2) واژه را فقط براي او هزينه كن
3) همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكني
4) كاري كن كه به تو ايمان بياره
... 5) براش تكيه گاه خوبي باش
6) از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت
7) زيبايي همسرت را ستايش كن
8) كارهايي كه از توانش بيرونه , به او واگذار نکن
9) او گل خوشبوي بهاري است ، پژمرده اش نكن
10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه !!!
خانم محترم !
1) به شوهرت افتخار کن
2) کسی را با او مقايسه نکن
3) اقتدار و غرور او را نشکن
4) زيبايی او را در عقل او جستجو کن
... 5) قناعت پيشه باش
6) زيباييت را به رخ ديگران نکش
7) ناز کن اما متکبر نباش
8) دلبری و فريبايی و طنازی پيشه کن
9) احساسات زيبايت را با انديشه ای متين همراه کن
10) لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی
دوستی یک حادثه و جدایی یک قانون است . پس بیا حادثه آفرین و قانون شکن باشیم . ارسال کننده محسن رحیمی4713***0913
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 12
بازدید ماه : 11
بازدید کل : 94664
تعداد مطالب : 133
تعداد نظرات : 88
تعداد آنلاین : 1
Alternative content
توییتهای برگزیده برای @KazemiParsi توییتهایی از @KazemiParsi